محمد تقي جعفري

275

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

پس بايد اينان از جامعه طرد شوند ، چرا زيرا سخنانى بالاتر از خور و خواب و خشم و شهوت مىزنند . اينان بايد همواره در امواجى از بيم و هراس زندگى كنند ، براى اين كه مزاحم تبهكاريها و تمايلات حيوانى ما هستند . اينان نبايد دهان باز كرده و سخنى بگويند ، زيرا سخنانشان مسائلى را بعنوان حق و حقيقت مطرح مىكند . بروند و در گمنامى رخت از اين دنيا بربندند ، زيرا توانائى همگامى و دمسازى با خودپرستان خود باخته را ندارند . شيرينىهاى معقول زندگى هرگز نبايد به ذائقهء آنان برسد ، زيرا آنان شيرينىهاى زندگى حيوانى را بكام حيوان صفتان انسان نما تلخ مىنمايند . بدين ترتيب - سينه مالامال درد است اى دريغا مرهمى جان ز تنهائى بلب آمد خدايا همدمى ولى داستان حيات اين انسانهاى بزرگ نه چنانست كه انسان نماها آن را درك كنند و بپسندند . اينان بفكر سرنوشت نهائى خود هستند ، جدىترين مسئله اى كه آنانرا به خود مشغول داشته است ، همين است كه « بكجا مىروند » زيرا مىدانند كه كار من و تو بدين درازى كوتاه كنم كه نيست بازى تا مايهء طبعها سرشتند ما را ورقى دگر نوشتند اين خردمندان آگاه در ميان مستان مىدانند كه رو به لقاء اللَّه در ايام اللَّه مىروند . اين حركت جدى تكرار نخواهد شد و اگر از اين ديار بگذرند ، برگشتى نخواهند داشت . اين نكته را هم در جملات مورد تفسير بايد در نظر داشته باشيم كه ظاهر اين جملات اينست كه انسانهاى بزرگ كه جامعهء پست گنجايش آنانرا ندارد ، به گروه‌ها و اقسامى كه در جملات آمده است ، تقسيم ميشوند ، يعنى چنان نيست كه پديده‌هاى مزبور در جملات فوق ، انسانهاى بزرگ را بىكسان در برميگيرد ، بلكه مقصود اينست كه هر گروهى از آنان مشمول يك يا چند پديدهء مزبور ميشوند .